|
|
|
|
|
اونهاییکه کتابهای صادق هدایت رو خونده باشند یا مثلا کتاب آزردگان از داستایوسکی رو می دونند که من درباره چی حرف می زنم.:"در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را می خورد و می خراشد.این زخم ها را عموما نمیتوان به کسی اظهار کرد..."،آدمها -به خصوص زنان- که با سوز و گداز،دلرحمی و همدردی و تاثر شدید ممکن است یک فیلم تراژدیک و تکان دهنده را می بینینند،باید بدونید در اطراف شما،در نزدیکی شما و ما هر روز تراژدیهای بسیار تلخی اتفاق می افتند.تراژدیهایی که در خلوت یک انسان او را داغون می کنند.مثلا تراژدی مردی که زنش به ا و خیانت کرده باشد.می توانید حس او را درک کنید؟ کینه،بغض،دل شکستگی شدید،احساس تنهایی مطلق،عدم امکان بیان این درد به دیگران،دلزدگی،احساس تحقیر شدیدو... و این مرد در خلوتش ،روحش از بین می رود و به شما می گویم ،حتی اگر بتواند یا بخواهد همسرش یا آن طرف دیگر را هم تنبیه کند،هیچ دردی از او دوا نشده .من نام این تراژدی و امثال آنرا "تراژدی های بی تماشاگر: می گذارم.چون بازیگر و بیننده فقط یک نفر هستند و آن بازیگر تنها تماشاچی رنج درون خود است.
و همه ما در زندگی اغلب یک یا برخی تا چند بار تراژدی های سهمگین را تجربه می کنند .شاملو می فرماید:"کوه با نخستین سنگها آغاز می شود و انسان با نخستین درد..." .یا تراژدی زنی بی سرپرست که میداند در خانه اش و برای بچه اش غذا یا لباسی وجود ندارد و ... همه اینه تراژدیهایی تکان دهنده هستند که البته در حال حاضر بر عکس هیچ کس را تکان نمیدهند و کک کسی هم نمی گزد.ولی به شما می گویم،شما که در برابر این تراژدیها با بی خیالی شانه می اندازید، روزی برای شما هم و در تنهایی تان برای شما هم یک تراژدی هولناک در راه است.مراقب باشید و آماده.مگر جزو ۱۵ الی ۲۰ در صد اشخاص "رسما گلابی" باشید که اصلا نمی دونند که اینا چی هستند.مثل آقای اطیابی همسایه دیوار به دیوار خانه ما کارمند شرکت شیر میهن که در عمرش جز غم اینکه "امشب چی بخورم غمی نداشته" گاو اومده و خر هم خواهد رفت.یه سور هم به گلابی زده است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 12:53 توسط همایون نادرشاهی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستای عزیزم. امروز -۶ بهمن- مطلبی که درباره اوباما و شروع رئیس جمهوریش هست،نوشته بودم تو روزنامه اعتماد چاپ شد.صفحه ۵ .لینکش هم هست: http://www.etemaad.ir/PDF/87-11-06/etemaadp05.pdf این عکس رو ببینید دوستان.شرحش پایین صفحه هستش
مطلب دیگه راه افتادن بی بی سی فارسی هستش .خیلی جالبه در میزگزدهای این شبکه مجری کم موی میزگرد شدیدا و با تعصب خیلی زیاد و یه جور عجیبی از مواضع جمهوری اسلامی دفاع می کنه ولی وزیر ارشاد اونو ضد امنیتی می دونه.واقعا به شخصه دیدم که حتی کارشناس دعوت شده -که با چفیه بود- چه طور با تعصب از فلسطین و مواضع ایران دفاع می کرد.حالا چطور این ضد امنیتی هست؟ نمی دونم
امروز همسایه قدیمی ام در زمانی که آلمان بودم -شهر کاسل،نزدیک فرانکفورت- برام بعد از مدتها message داد می گفت جات خالی.امشب تو شهرداری جشنه.من همیشه یاد دوران خوش دانشجویی تو کاسل می افتم.این شهر زیبای کوچک و تاریخی با شبهای زیبای کریسمسش و کاخهای آرام و زیباش کنار رودخانه فولدا... من طبقه دوم یه خونه خیلی قدیمی (150 ساله بود) تو یه اتاق زندگی می کردم.کوچیک بود ولی برام یه دنیا یه دنیا خاطرهاست..یادش به خیر دلم خیلی برای اونجا تنگ شده. این عکس زینتی امروز هم از شهرداری قدیمی کاسل هست که براتون می ذارم.دوست شما همی..
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 9:16 توسط همایون نادرشاهی
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی که تیم ملی آلمان یه ایران آمده بود در انروز فوق العاده منهم به عنوان رابط سفارت به هتل رفته بودم و اونجا دیدم که عادل فردوسی پوربا یک کت و لباس ساده یه گوشی از اون ساده تر(حتی تک رنگ بود) اونجا نشسته.رفتم و سلام کردم خیلی خودمونی و خاکی با لبخند جواب داد .از اون تیپ های هوی بود.
این بچه تحصیلکرده وقتی با اون لحن و انطوری محکم جلوی اون مرد بی ادب و بی تجربه وایستاد و اینقدر صریح حرف دل مردم را زد دلم خنک می شد و خیلی خوشحال و شگفت زده شده بودم.دلم می خواست می شد که برم رو خط برنامه و به آخوندی بگم:حالا که کاملا از نظر بحث باختی چرا پای مسائل دیگه رو به وسط میکشی؟عادل با هوشمندی همیشگی اش خاطر نشان کرد که :"آمار فوق العاده بالای اس.ام.اس خیلی معنی داره" و...
منهم با تمام وجود از عادل حمایت می کنم.فقط به خاطر صداقتت و به خاطر اینکه رسالت رسانه رو تنها کسی هستی که در تلویزیون فهمیدی.ما با تما م قدرت ازت حمایت می کنیم عادل.این هفته هم ۵ میلیون برات اس.ام.اس می فرستیم و اگه مدیران جرات کنن که مجری ۹۰ رو عوض کنن مطمئن باش چنان تحریمش می کنیم که کف کنن و اس ام اس ها رو برای برنامه شبکه ۲ می فرستیم تا ۹۰ بی اثر بشه.ما ۹۰ رو فقط با عادل می خواییم.درود . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 10:17 توسط همایون نادرشاهی
|
|
||
|
|
|
|
|
از خواننده های وفادار این بلاگ یعنی "اوکتای عزیز " و "آقای رائی پور" عزیز صمیمانه ممنونم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 12:24 توسط همایون نادرشاهی
|
|
||
|
|
|
|
|
هنوز خیلی از مردم ایران حتی پایتخت به خانومشون میگن "بچه ها"! حتی بعضیا میگن"خانواده!!"
هنوز خیلی از مردم اعتقاد دارن اگر خدا یه دماغ یه متری به کسی داد!باز هم حکمت و خلقت خداست و ادمه نباید اونو دستکاری کنند. هنوز خیلی از اهالی پایتخت توی چاه نامه می اندازن تا نعوذ بالله به دست امام عصر(ع) برسد! هنوز خیلی از همین مزدم ظاهرا مدرن و شیک و زنهای شیک پوش و آرایش کرده می خوان با "دعا" و"فال" شوهرشون رو رام کنن! و تو غذاش چیزای ناجور میریزن! و شدیدا هم بهش معتقد هستن و با تعصب ازش دفاع می کنند. و... هنوزهای دیگر زیادی که هست.رنسانس فکری اروپا،دوره روشنگری و تمایل به خرد و عقل نقاد با وجود وارد شدن فن آوریهای رنگارنگ جایی در طرز فکر و عقاید مردم ما نداره.خیلی از مردم ما متاسفانه بدیهی ترین امور رو هم می فهمند و خیلی هم راضی و خوشحالند از شوت بودنشون.در نظر سنجی جدیدی این بی بی سی فارسی فقط یک در صد مردم دمکراسی را اولویت های مهم دونستند.اونها نمی دونند که دموکراسیه که براشون می تونه تولید ثروت کنه(با تجارت آزاد،خصوصی سازی و..)نمی دونند که مردم سالاری یعنی مردم سالار و حاکم به سرنوشت خودشون. حالا شما یگید برای این مردم نامردم ،برای اینها که حتی خیر خودشون روهم نمی دونند می شه حرف از اصلاح طلبی زد؟این وسط باید که بسوزه و قربونی بشه و شمع اصلاحات رو روشن نگه داره.مرسی .من برای همه آرزوی خوشبخت می کنم. یکی هم مثل دکتر معین که با اون شجاعت،متانت و اینقدر حالب و متین حرف می زد و از نظر شخصیت و سواد در آن سطح بالا بود ،دیدید این مردم چند در صدشون اصلا ایشون رو نایده گرفتند.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 12:17 توسط همایون نادرشاهی
|
|
||